يادداشت‌هاي دستوري بر ترجمه‌ٴ اخلاق نيكوماخوسي اضافه كرد؛ منتخباتش از سويداس شاهد ديگري از كنجكاوي‌هايش در زمينه‌ٴ زبان‌شناسي است‌.
6. ارمنستان‌. آريستاسِس شاگرد گريگور اسگورهايي يك واژه‌نامه‌ٴ ارمني و رساله‌اي در باب‌ هنر نوشتن تأليف كرد.
7. عبري‌. اهميت ترجمه‌هاي عربي به عبري‌، و لزوم بازسازي زبان عبري را كه براي پرهيز از تفسير بيشتر مطالب ضرورت داشت‌، قبلاً خاطرنشان كرده‌ام‌. كاري را كه يهودا بن تبّون آغاز كرده‌ بود كساني چون سمويل بن تبّون و يعقوب آناطولي با شايستگي دنبال كردند. فعاليت تخصصي‌ داود قمحي در زمينه‌ٴ دستور زبان بايد بار دگر يادآوري شود، چون داود تا 1235، زنده بود.
عروگت هه ـ بُسِم‌1 تأليف ابراهيم بن عزرئيل‌، كه نخستين محصول ادبي يهوديان اسلاوني‌ بود، حاوي واژه‌هاي بوهمي زيادي است‌. شرح ديگري منسوب به همين ابراهيم حاوي واژه‌هاي‌ فرانسوي است‌، ولي نمي‌توان درباره‌ٴ موٴلف آن مطمئن بود.
رابطه‌ٴ ميان عبري و زبان‌هاي محلي اروپا، مخصوصاً فرانسه‌، در تعدادي از واژه‌نامه‌ها نمايان‌ شد. مفصل‌ترين واژه‌نامه‌هاي قديم عبري به فرانسه تأليف يوسف بن شمشون‌، در 1240، است‌. يهوديان براي مطالعه‌ٴ زبان فرانسه (يا حتي زبان‌هاي ديگر) دلايل كافي داشتند، و اول از همه دلايل عملي‌؛ از طرف ديگر براي زبان‌هاي محلي و غير ديني همان محدوديت زبان ديني‌ قلمرو مسيحيت غربي وجود نداشت‌.
همين قدر در باب يهوديان غربي كافي است‌. تنها نحوي شرق تَنْحُم اورشليمي‌2 بود، و ما مطمئن نيستيم كه او دقيقاً در همين زمان برآمده باشد. وي براي مشنه‌تورَه تأليف ابن ميمون و ساير آثار (عربي‌) او يك واژه نامه‌ٴ عربي به عبري تأليف كرد، كه نشان مي‌دهد به دستور زبان‌ عبري توجه عميقي داشته‌.
فضل و تحقيق عبري در قلمرو مسيحيت هنوز در سطح پاييني بود. درست همان‌طور كه‌ واژه‌نامه‌هاي عبري به فرانسه داريم‌، كه يهوديان به خط عبري نوشته‌اند، واژه‌نامه‌هاي ديگري هم‌ از مسيحيان به خط لاتيني داريم‌. اين اسناد ارزش زبان‌شناسي كمي دارد. ولي ثابت مي‌كند كه‌ تعدادي از مسيحيان سعي داشتند عين كلام الهي را بخوانند. گروستست‌، كه او را همه جا در ميان‌ پيشگامان مي‌بينيم‌، از جمله‌ٴ آن مسيحيان بود.
8. عربي‌. مُعْجَم‌البُلْدان ياقوت كه در درجه‌ٴ اول يك اثر جغرافيايي است داراي عقايد زبان‌شناسي فراواني است‌. مثلاً ياقوت براي ضبط تلفظ صحيح اسامي سعي زياد كرده و اغلب از نظر دستوري به بحث پرداخته است‌. اين تمايلات‌، كه هرگز از ذهن عرب دور نمي‌شد، در آثار ديگرش بيشتر مشهود است‌.


Arugat ha-bosem .1
Tanhum Yerushalmi .2